X
تبلیغات
طریقت قادری طالبانی

طریقت قادری طالبانی

طريقت قادري طالباني

شعر به غربت

اگر چه نرگسدانها ، ز سیم و زر سازند


برای ، نرگس هم خاک نرگسستان به


به غربت اگر سیم و زر فراوان است


هنوز هم وطن خویش بیت احزان به

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 16:56  توسط محمد مهدی  | 

شعر

گر در سرت هوای وصال است حافظا


باید که خاک در گه اهل هنر شوی
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 16:49  توسط محمد مهدی  | 

شعر

ز من گو صوفیان با صفا را


خدا جویان معنی آشنا را


غلام همت آن خود پرستم


که با نور خودی بیند خدا را


«علامه اقبال لاهوری»

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 16:42  توسط محمد مهدی  | 

عکس هایی زیبا از مسجد النبی







+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 17:46  توسط محمد مهدی  | 

شمه ای از متن وصیت نامه ی شیخ عبدالرحمن خالص «قدس السرة» خطاب به همه ی مریدان

شمه ای از متن وصیت نامه ی

شیخ عبدالرحمن خالص «قدس السرة»

خطاب به همه ی مریدان:

 

 

*ای فرزند «مرید» بر تو لازم است که تقوای

خداوند و پیروی و اطاعت از او را پیشه ی خود

سازی و جز از خدا از کسی اطاعت

نکنی و جز به خدا به کسی امید نبندی

و در همه ی کار ها احتیاجات خود را

به او واگذار کنی و از او بخواهی در یاد هیچ

کس به اندازه ی یاد او احساس لذت نکنی و بر او

اعتماد نما .

 

 

*ای فرزند «مرید» به تو وصیت می کنم به فقر که

آن حرمت شیخ را نگه می دارد و حسن معاشرت با

برادران و ترک خصومت و دشمنی مگر در امر دین

نباشد .

 

 

*بدان که تصوف از قیل و قال به دست نمی آید ,

بلکه بر گرسنگی , صبر کردن , ترک دنیا , قطع هوا

ها و خواهش های درون و انجام مستحبات میسر

می شود و لازم است داشتن اخلاص .

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 23:9  توسط محمد مهدی  | 

این چند بیت در بالای حجره ی قصر شیخ عبدالرحمن خالص نوشته شده

این چند بیت در بالای حجره ی قصر شیخ عبدالرحمن خالص نوشته شده

 

 

گر بیایی به تماشا گه ویرانه ی ما

بینی از نیست مُعٌمَر شده کاشانه ی ما

همه عالم کلماتند بود معنی هو

درس این است در این مکتب شاهانه ی ما

گر بسر منزل عشاق در آیی بینی

رفعت منزلت این دل دیوانه ی ما

مرده ها زنده کند زمزمه ی حلقه ما

نفخ صور است در این منزل ویرانه ی ما

ساقی و مطرب و خمار همه یک بینی

گر شوی محرم خلوتگه میخانه ی ما

 

خالص از نور تجلای جمالش می سوخت

هو بهو  میزدنش این دل دیوانه ی ما

 

 

برگرفته از دیوان حضرت مولانا شیخ عبدالرحمن خالصی القادری طالبانی کُرد

از انتشارات فقیر حاج محمود محمدی طالبانی القادری سنندج قلمی گردید.

              حجره ی قصر شیخ عبدالرحمن خالص

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 23:4  توسط محمد مهدی  | 

تجارت سودمند (دنیوی و اخروی)

خداوند انسان را بر دیگر آفریده هایش برتری بخشیده و او را به

نعمت نطق وکلام اختصاص داده و زبان را ابزار بیان گردانیده است.

زبان نعمتی است که می توان آن را هم در خیر و هم در شر بکار

گرفت.

هر کس آن را در راه خیر بکار گیرد به سعادت دنیوی و والای اُخروی

خواهد رسید.

اما هر کسی در غیر این راه آن را بکار گیرد او را در معرض هلاکت

ونابودی در هر دو جهان قرار خواهد داد.

بهترین راه برای مستغرق کردن وقت در راه خیر : خواندن قرآن,ذکر

و یاد خداوند عزٌوجٌلٌ اَست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 18:51  توسط محمد مهدی  | 

فضیلت ذکر الله تعالی

رسول الله (ص) می فرماید : کسی که خداوند را ذکر می کند و کسی که او را ذکر نمی کند به ترتیب همچون زنده و مرده اند.

 رسول الله (ص) می فرماید : یکه تاز ها پیشی گرفته اند .

خدمت ایشان پرسیدند : یکه تاز ها کیستند ای رسول الله؟

آن حضرت فرمود :مردان و زنانی که خداوند را بسیار ذکر می کنند.

 رسول الله (ص) در مقام تذکر به یکی از یاران خویش می فرمایند :

زبانت همیشه بیاد خداوند تر و تازه باشد و همیشه خداوند متعال را

ذکر کن تا از ثواب بی پایان ذکر بهره مند شوی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 18:46  توسط محمد مهدی  | 

طريقت قادري طالباني

طريقت‌، اساس‌ تصوف‌ اسلامي‌، ايمان‌، حال‌ و مقام‌ از

ديدگاه‌ حضرت‌

دکتر حاج‌ شيخ‌ يوسف رهبر و مرشد طريقه‌‌ قادري‌

طالباني‌:

طريقت‌ بر اساس‌ مفهوم‌ تصوف‌ آن‌، مسلکي‌ است‌ که‌ سالک‌

براي‌رسيدن‌ به‌ خداوند

يکتا، ايمان‌ کامل‌ و يقين‌ تام‌ از آن‌ پيروي‌ مي‌کند وشخص‌ صوفي‌ خدا

را به‌ يقين‌ کامل‌

عبادت‌ مي‌کند نه‌ به‌ شيوه‌ي‌تقليدي‌.طريقت‌ مسلکي‌ است‌ که‌ منجر به‌

تربيت‌ سالک‌

مي‌شود تا به‌ هدايت‌و تکميل‌ ايمان‌ برسد. چرا که‌ خداوند ذوالجلال‌

فرموده‌ کساني‌ که‌

درراه‌ ما تلاش‌ و مجاهده‌ نمايند، آنها را به‌ راه‌هايمان‌ هدايت‌ مي‌کنيم‌

ودر اين‌ صورت‌ تفاوتي‌ ميان‌ شريعت‌ و طريقت‌ نيست‌. جز اينکه ‌

طريقت‌ به‌ ايمان‌ و تزکيه‌‌ نفس‌ سالک‌

مي‌افزايد و دلها را از طريق‌ ذکرو عبادت‌ زياد تصفيه‌ نموده‌ و ايمان‌

سالک‌ را به‌

عين‌اليقين‌ مي‌رساند واگر خدايي‌ ناکرده‌ سالک‌ از شريعت‌ دور شود

طريقت‌ از اين‌

عمل ‌بيزار است‌ و در صورت‌ تمرد سالک‌ از راهنمايي‌هاي‌ مرشد عمل‌

اوديگر ربطي‌ به‌

طريقت‌ ندارد و همانطوريکه‌ مرشد بزرگوار شيخ‌عبدالرحمن‌ خالص

(ق) ‌ فرموده‌:

«طريقت‌ و روش‌ ما بر کتاب‌ و سنت‌ بنا نهاده‌ شده‌ و اين‌ دو براي‌

هر سالکي‌ در طريقت‌ قادر‌ي‌ طالباني لازم‌ و ضروري‌ است‌ و ازخداوند

متعال‌ توفيق‌ عمل‌ بدان‌ را خواستاريم‌.»

 

اساس‌ تصوف‌ اسلامي‌:

 

            اساس‌ تصوف‌ اسلامي‌ همان‌ دين‌ اسلام‌ است‌ که‌ مشتمل‌ بر

ايمان‌ به‌ خداوند يکتا، ايمان‌ به‌ پيامبر بزرگوارش‌ حضرت‌ محمد

مصطفي‌ (ص) و امتثال‌ به‌ احکام‌ قرآن‌ کريم‌ و سنت‌ نبوي‌ است‌ واينها

با اداي‌ شهادتين‌ و اقامه‌ نماز و دادن‌ زکات‌ و گرفتن‌ روزه‌ وانجام‌ حج‌

در صورت‌ توانايي‌ و حفظ‌ حدود آن‌ ميسر مي‌شود.

 

 تصوف‌:

 

            راهي‌ است‌ در راستاي‌ تزکيه‌ نفس‌ و پاک‌ کردن‌ آن‌ ازصفات‌

واعمال‌ ناپسندي‌ که‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ آن‌ را نهي‌ فرموده‌ است‌ و

مطابق‌آنچه‌ که‌ در قرآن‌

کريم‌  و سنت‌ پيامبر(ص) آمده‌ آرامش‌ نفوس‌ با صفات‌نيکي‌ که‌

خداوند متعال‌ و پيامبر

بزرگوارش‌ به‌ آن‌ امر فرموده‌اند به‌دست‌ مي‌آيد. علاوه‌ بر آن‌ صوفي‌

لازم‌ است‌ که‌ آشکارا، مخفيانه‌،ظاهراً و باطناً با تمام‌ شرايط‌ به‌ آن‌

التزام‌ ورزد. تصوف‌: علم‌ و عمل‌ است‌، علم‌ همان‌ آگاهي‌ از شريعت‌

اسلام‌ و عمل‌همان‌ سير و حرکت‌ در جهت‌ تزکية‌

نفس‌ است‌ که‌ باعث‌ ازدياد ايمان‌به‌ خداوند و تقرب‌ به‌ آنحضرت‌ و

رسيدن‌ به‌ نهايت‌ و مرحلة‌ آخريعني‌ ايمان‌ مي‌شود. بايد اين‌ حرکت‌ با

مجاهده‌ و تلاش‌ صورت‌ گيرد تا محب‌

و محبوب‌يکي‌ شوند که‌ همان‌ رابطة‌ بين‌ عبد و معبود است‌. براستي‌

که‌ آيات‌قرآن‌ و احاديث‌ حضرت‌ رسالت‌ پناه‌ مصدر و گنجينه‌ي‌ افکار

اسلامي‌است‌ و در قرآن‌ هم‌ به‌ اين‌

موضوع‌ اشاره‌ شده‌ که‌ خداوند را در هرصورتي‌ ياد کنيد، در حالت‌

ايستاده‌، نشسته‌ و

يا بر پهلو و تکيه‌ زده‌ ودر آفرينش‌ آسمانها و زمين‌ انديشه‌ کنيد. اين‌

افراد مي‌گويند: پروردگارا اين‌ جهان‌ را بيهوده‌ نيافريده‌اي‌، پاک‌ و منزه‌

هستي‌ پس‌ ما را از آتش‌جهنم‌

حفظ‌ نما(آل‌ عمران‌ ـ 191). تصوف‌ در مورد کيفيت‌ خلقت‌ که‌ون‌ و

مکان‌ (زمين‌ و زمان‌) بحث‌مي‌کند و در حديث‌ آمده‌:عبادت‌ کنيد‌ خدا را

به‌ شيوه‌اي‌ که‌ او را مي‌بيني‌،

اگر تو او رانمي‌بيني‌ او تو را مشاهده‌ مي‌کند. بديهي‌ است‌ اگر بحث‌ را

بيشتر بشکافيم‌ ژرف‌ انديشان‌ در ايمان‌ به‌ زاهدان‌، عابدان‌، عارفان‌،

ومتصوفان‌ تقسيم‌

مي‌شوند:

زاهدان‌ کساني‌ هستند که‌ در امور دنيا و متعلقات‌ آن‌ زهد

وپارسايي‌ مي‌ورزند.

عابدان‌ کساني‌ هستند که‌ وجودشان‌ را در راه‌ عبادت‌ کردن‌خداوند

صرف‌ مي‌کنند.

عارفان‌ کساني‌ هستند که‌ احساس‌ و افکار و حرکت‌ و ذهن‌خودشان‌ را

در راه‌ شناخت‌ و معرفت‌ بزرگ‌ حق‌ تعالي‌ صرف‌ مي‌کنندو از خداوند

خواهانند که‌

دلهايشان‌ را با لطف‌ کريمانة‌ خويش‌ منورسازد

متصوفان‌ کساني‌ هستند که‌ همه‌‌ صفات‌ سه‌ دستة‌ اول‌ يعني‌زاهدان‌،

عابدان‌، و عارفان‌ را در خود جمع‌ نموده‌اند.

 قابل‌ عرض‌ است‌ که‌ اهداف‌ تصوف‌، معرفت‌ (شناخت‌ نفس‌) وشناخت‌

خداوند

يعني‌ تزکيه‌ و پاک‌ نمودن‌ نفس‌ از صفات‌ وخصلت‌هاي‌ ناپسند و

جايگزين‌ نمودن‌ صفات‌ و خصلت‌هاي‌پسنديده‌ مي‌باشد و براي‌ همين‌

است‌ که‌ پيامبر(ص )  فرموده‌: «هر کس‌خود را شناخت‌، همانا

پروردگارش‌ را شناخته‌ است‌.»

 

کلمه‌ي‌ تصوف‌:

  تصوف‌ که‌ از کلمه‌‌ صوفي‌ گرفته‌ شده‌ است‌، نه‌ تنها ريشه‌اش‌هنوز

نامعلوم‌

است‌ بلکه‌ تاريخ‌ پيدايش‌ آن‌ نيز مبهم‌ بوده‌ و نظريه‌هاي‌گوناگوني‌

پيرامون‌ ريشه‌‌ صوفي‌ بيان‌ گرديده‌ که‌ به‌ شرح‌ ذيل‌مي‌باشد:

 

۱- گروهي‌ اين‌ طريقت‌ را به‌ اصحاب‌ صفه‌ و ساير صحابه‌ و

تابعين‌پيامبر(ص) نسبت‌ داده‌اند.

 2ـ دسته‌اي‌ صوفيه‌ را مشتق‌ از صوفه‌ مي‌دانند و آن‌ شخصي‌ بود که‌

ازخلق‌ بريده‌ و به‌

 

خالق‌ پيوسته‌ و در خانه‌‌ کعبه‌ معتکف‌ گرديده‌ بود که‌به‌ او غوث‌ بن‌

مره‌ نيز مي‌گفتند.

 ۳ـ تعدادي‌ آن‌ را نتيجه‌ تأثير فلسفه‌‌ يونان‌ و فلسفه‌ نو

افلاطون‌مي‌دانند.

 

۴ـ افرادي‌ هم‌ آن‌ را رهبانيت‌ و زهد مسيحيت‌ در اسلام‌ دانسته‌اند.

5ـ برخي‌ گفته‌اند صوفي‌ از صفا گرفته‌ شده‌ است‌.

۶ـ دسته‌اي‌ هم‌ آن‌ را مشتق‌ از صف‌ اول‌ مي‌دانند.

۷ـ عده‌اي‌ گفته‌اند صوفي‌ مشتق‌ از صوفة‌الفقاء مي‌باشد، يعني‌موهايي‌

که‌ در قسمت‌ آخر پشت‌ سر مي‌رويد و چون‌ صوفي‌ از خلق‌بريده‌ و به‌

حق‌ پيوسته‌ به‌ اين‌ نام‌ ملقب‌ شده‌ است‌.

 8ـ کساني‌ هم‌ عقيده‌ دارند مسئله‌‌ پوشاک‌ صوفي‌ها نمادي‌ از اين‌فکر

است‌ که‌ لباس‌ پشمينه‌ تحت‌ نام‌ صوف‌ که‌ صوفيان‌ به‌ تن‌ کرده‌اند،آنها

را به‌ اين‌ نام‌ ملقب‌ کرده‌ است‌.

 بديهي‌ است‌ اکثر انديشمندان‌ و علماي‌ تصوف‌ بر اين‌ عقيده‌

هستند،صوفي‌ فردي‌ است‌ که‌ پيوسته‌ اوقات‌ خود را صرف‌ پيرايش‌

نفس‌ ودوري‌ از تيرگي‌هاي‌ اخلاقي‌ و

غفلت‌ از حق‌ تعالي‌ نموده‌ و دل‌ و جان‌خود را از آميختگي‌ با

خواهش‌هاي‌ نفساني‌ دور کرده‌ و قدرت‌ وکشش‌ وي‌ نيز ناشي‌ از نيازي‌

است‌ که‌ به‌ ذات‌ خداوند دارد.

 

ايمان‌:

 

ايمان‌ به‌ دو نوع‌ تقليدي‌ و استدلالي‌ تقسيم‌ مي‌شود.

 

 

1ـ ايمان‌ تقليدي‌ آن‌ است‌ که‌ شخصي‌ از کسي‌ که‌ از او پيشي‌ گرفته‌ يا

ازاو بزرگتر است‌، تقليد نمايد. مانند ايمان‌ فرزندان‌ به‌ ديانت‌

پدرانشان‌يا اسلام‌ آوردن‌ غير مسلماني‌ بر دست‌ فرد مسلماني‌.

2ـ ايمان‌ استدلالي‌ آن‌ است‌ که‌ بر اساس‌ دلايل‌، سؤال‌ و جواب‌ وآزادي‌

کامل‌ باشد که‌ خود ايمان‌ استدلالي‌ نيز بر دو نوع‌ است‌:

الف‌) ايمان‌ حسي‌: يعني‌ پيدا کردن‌ از طريق‌ احساس‌ ظاهري‌ انسان‌ که ‌

شعور آن‌ را تأييد مي‌کند.

ب‌) ايمان‌ باطني‌: يعني‌ از طريق‌ احساس‌ باطني‌ که‌ ذوق‌ و شوق‌

باطن‌آن‌ را تأييد مي‌کند.

عمل‌ صالح‌ و ايمان‌ به‌ يگانگي‌ خداوند و شريک‌ قرار ندادن‌ براي‌او از

جمله‌ روش‌ همة‌ مؤمنان‌ است‌ و صوفي‌ عمل‌ صالح‌ را خالصانه‌ وبدون‌

ريا و بدون‌ تزوير انجام‌ مي‌دهد و فقط‌ در جهت‌ کسب‌ رضاي‌حق‌ و

تقرب‌ جستن‌ به‌ او سعي‌ مي‌کند.

 

حال‌ و مقام‌:

 

حال‌ اوضاعي‌ است‌ که‌ در تصوف‌ بر سالک‌ جاري‌ مي‌شود و اراده ‌

سالک‌ را

سلب‌ مي‌کند و اين‌ بخششي‌ است‌ از جانب‌ خداوند که‌گاهي‌ با نور و

برکت‌ و گاهي‌ بر خلاف‌ آن‌ همراه‌ بوده‌ و مي‌آيد و خودبه‌ خود از بين‌

مي‌رود، اما اگر حال‌ جاگير شود، به‌ مقام‌ مبدل‌ مي‌گردد.

 مقام‌ نزد صوفيه‌ درجة‌ بندگان‌ است‌ و آنان‌ مي‌توانند از طريق‌عبادت‌

کردني‌ که‌ با حقيقت‌ همراه‌ باشد به‌ صورت‌ مستمر با نفس‌مبارزه‌

نمايند که‌ فنا نمودن‌ نفس‌ را رياضت‌ نفساني‌ گويند.

 بزرگان‌ تصوف‌، مقام‌هاي‌ ده‌ گانه‌ را به‌ نام‌هاي‌: توبه‌، ورع‌،

زهد،قناعت‌، صبر، توکل‌، شکر، اخلاص‌، محاسبه‌ و تسليم‌ وضع‌

نموده‌اند که‌ درجاتي‌ در حالات‌ اين‌

مقامات‌ مانند: فقر، خوف‌، رجاء، صدق‌ ورضا وجود دارد که‌ گاهي‌ اين‌

مراحل‌ مقدم‌ و

 مؤخّر مي‌گردند، ولي‌همه‌‌ بزرگان‌ توبه‌ را مقدمة‌ کل‌ مقامات‌ بيان‌

نموده‌اند. کلمات‌ مقام‌ ودرجات‌ در قرآن‌ نيز در آية‌ 79 سوره‌ي‌ اسراء

آمده‌ و کلمه‌ي‌ مقام‌ باصفت‌ محمود نسبت‌ به‌ پيامبر(ص) بيان‌ شده‌

است.

رهبر طريقه قادرى طالباني   دكتر حاج شيخ يوسف:

 حاج شيخ يوسف مرشد و مسند نشين طريقه قادرى طالبانى وهفتمين

 بشت ملا محمود زنگنه دومين فرزند ذكور حاج شيخ علي ثانى است

كه دليل آگاهي وتوان طريقتي قبل از وفات پدر توسط او به عنوان

جانشين معرفي شد. وي نزد پدر و علماي عظام كركوك علوم شريعت

و طريقت را فرا 

 گرفت و بعد از اتمام دوران متوسطه و موفقيت در آزمون بزرگ

دانشگاه

اسلامي مدينه به عربستان مهاجرت كرد و با كسب درجه ي دكتراي 

 الهيات به كركوك مهاجرت كرد و به همراه پدر به تدريس علوم فقه

در خانقاه اقدام نمود.

 ايشان به تبعيت از رسوم و دستورات مشايخ طالباني از بذل و

وبخشش خاصي برخوردار هستند و توانسته بعد از وفات بدر وسعت

و جذابيت  بيشتري به خانقاه 1.5 هكتاري كركوك مركزيت طريقه

طالباني بدهد  وتوسعه چشمگير و باز سازي اين خانقاه مرهون

زحمات ايشان است  خانقاه زيرزميني زمان حضرت شيخ عبد الرحمن

خالص را آباد و در اختيار مريدان قرار داد و توانست خانقاهي را در

شأن طريقه ى طالباني  باز سازى كند.

     جناب دکتر حاج شیخ یوسف طالبانی

                                       جناب دکتر حاج شیخ یوسف طالبانی

 

 

 

خانقاه باز سازی شده توسط دکتر حاج شیخ یوسف

                                    خانقاه باز سازی شده توسط دکتر حاج شیخ یوسف

 

 بركزارى نماز جمعه به امامت ىكتر حاج شيخ يوسف

              برگزارى نماز جمعه به امامت دكترحاج شيخ يوسف طالباني درخانقاه

 

وَالسْلامٌ عَلیکٌمْ وَالرَحْمَةْ اللهِ وبَرَکاته

 

 

منبع کتاب طریقت قادری طالبانی تالیف:شیخ  علی خادم

منابع عکس:نویسنده                

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 8:30  توسط محمد مهدی  |